دنیا عوض شده؛ دیگر کافی نیست فقط «محتوا تولید کنیم». مخاطب امروز محتوا نمیخواهد؛ تجربه میخواهد. تجربهای که در چند ثانیه اول، او را متوقف کند، با او حرف بزند و در ذهنش بماند. اینجاست که نویسندگی ارزشآفرین وارد میشود؛ نویسندگیای که فقط اطلاعرسانی نمیکند، بلکه اثر میگذارد، اعتماد میسازد و رابطه میآفریند.
اما بازی بزرگتر از این حرفهاست؛ چون حالا هوش مصنوعی کنار ماست. نه بهعنوان رقیب، بلکه بهعنوان تقویتکنندهای که سرعت، دقت و گسترهی خلاقیت ما را چند برابر میکند. هوش مصنوعی به نویسنده کمک میکند بهتر ببیند، بهتر تحلیل کند و بهتر روایت بسازد. نتیجه؟ محتوایی که دیده میشود، ذخیره میشود، دربارهاش حرف زده میشود و در نهایت… میفروشد.
برندهایی میبرند که این دو مهارت را کنار هم قرار بدهند:
نویسندهای که بلد است فکر کند، میتواند با کمک هوش مصنوعی روایتهایی بسازد که مخاطب را همراه کند. کسبوکاری که روایت دارد، همیشه جلوتر است. و محتوایی که روح انسانی + قدرت هوش مصنوعی داشته باشد، محتوایی است که نمیشود از کنار آن عبور کرد.
سالهای آتی سالهای کسانی است که بهتر حرف میزنند، بهتر داستان میسازند و بهتر دیده میشوند.
نه چون ابزار دارند، بلکه چون بلدند از ابزار استفاده کنند.