نحوه جذب سرمایه گذار برای استارتاپ

با توجه به شرایط فعلی کشور، فضای کار برای استارتاپ‌ها دارد سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. دو چالش اصلی که این فضا را سخت‌تر می‌کند، به نظرم چالش ارزش‌گذاری و چالش روبرویی با سرمایه‌گذار سنتی داخلی(در نبود سرمایه گذار خارجی) هست.

ما با استارتاپ‌هایی مواجه هستیم که انتظارات بسیار بسیار بالایی دارند و به شدت رقم‌های پرتی را مطالبه می‌کنند. از طرفی هم با توجه به اینکه در فضای کنونی فعلاً چندان خبری از سرمایه گذار خارجی نیست، استارتاپ‌ها روبروی سرمایه گذارهای داخلی سنتی‌ای می‌نشینند که اصولاً به دلیل ساختارهای فرهنگی و اقتصادی value investor هستن نه growth investor.

همۀ اینها در حالی دارد اتفاق می‌اُفتد که استارتاپ‌های بزرگ کشور هر سال نیاز به تزریق پول جدید دارند و جذب نشدن این سرمایه منجر به مرگ تدریجیشان دارد می‌شود؛ مرگ تدریجی‌ای که علاوه بر خودشان به کل اکوسیستم و اقتصاد ایرانیان ضرر می‌زند. شما تصور کنید آن سرمایه‌گذار سنتی شکست یک استارتاپ big name را ببیند؛ فکر می‌کنید دیگر حاضر است حتی در مقادیر کوچک وارد استارتاپ‌های نوپا بشود؟

اینجا نقش اینوستمنت بنکری که بتواند این هم‌زبونی را برقرار کند بسیار اهمیت دارد:
کسی که بر نگاه سیستمی و بازاریابی‌و‌فروش مسلط باشد و بتواند این چالش ارزش‌گذاری را حل کند و دو نفر را دور یک میز جمع کند و deal را ببندد.
و از همه مهم‌تر طوری دیل را ببندد که  ماه دیگر سهام‌دار جدید بازهم حاضر شود پول بدهد و سرمایه‌گذاری نماید.

۰ نظر ۳ لایک :)

تاجر الکترونیک و تجارت الکترونیک

سؤال دریافتی از بخش تماس با من:
" آیا به نظر شما در دوره‌های آموزشی مربوط به تجارت الکترونیک و یا پرورش تاجر الکترونیک شرکت کنم؟ آیا پولی که برای این دوره‌ها پرداخت می‌کنم، به من برمی‌گردد؟"

پاسخ:
هر یک ما هر زمان قصد شرکت در دورۀ آموزشی و حتی خرید یک کتاب را داریم، قبل از آن باید از خود بپرسیم: با چه هدفی می‌خواهیم در این دورۀ آموزشی شرکت کنیم؟ قصد ما از خرید این کتاب و مطالعۀ آن چیست؟ برگشت پول را چگونه تعریف می‌نماییم؟

ضمن احترام برای تمامی اساتید و مدرسین حوزه‌های تجارت الکترونیک و تاجرالکترونیک، به اعتقاد من تاجر الکترونیکی که معنای تجارت الکترونیک را به درستی درک نکرده باشد، نمی‌تواند در کسب‌وکار عملیاتی با محیط بازار ایران موفق باشد.
لذا شرکت در دورۀ تجارت الکترونیک بدون در نظر گرفتن پارامترهای مهم دیگر در بازاریابی و فروش، اثربخشی چندانی ندارد.

دوستان من!
تجارت الکترونیک، فضایی بسیار متفاوت از کسب‌وکار در مقایسه با کسب‌وکارهای سنتی است؛ این تفاوت هم از نظر کیفیت مطرح می‌شود و هم از نظر کمیت.
تاجر الکترونیک چیست و کیست؟
این پرسشی هست که فردی با توجه به تخصص و تجربۀ خود می‌تواند به آن پاسخی متفاوت بدهد. این پاسخ‌ها الزاماً با یکدیگر شباهتی هم ممکن است نداشته باشند.
اما اگر بخواهم ساده بنویسم باید بگویم:
تاجرالکترونیک، فردی است که با کمک اینترنت، کسب‌وکار خود را رشد و در مسیر فروش هرچه بیشتر و بهتر قرار می‌دهد.

در این تعریف ابتدا از "رشد کسب‌وکار" و سپس "فروش هرچه بیشتر و بهتر" یاد کرده‌ام.
اما چرا این دو اهمیت دارند؟

1) رشد کسب‌وکار
خیلی از کسب‌وکارها امروزه در فضای اینترنت و تجارت الکترونیک با کلی امید و آرزو به دنیا می‌آیند و دوست دارند موفق شوند. این موفقیت فقط در فروش مطلوب معنا پیدا می‌کند. فروش مطلوب، سطحی از فروش است که با توجه به عوامل دیگر متغیر محیط بازار، بنگاه و یا کسب‌وکار را در حالت سوددهی نگه می‌دارد و رقبا نمی‌توانند امنیت گردش مالی آن را تهدید کنند.
رشد کسب‌وکار در مفهوم تجارت الکترونیک، به معنی توسعۀ فعالیت یک کسب‌وکار به روش سنتی است. رشد کسب‌وکار هم‌اکنون برای بسیاری از صنعت‌ها و تجارت‌های کشورمان اتفاق افتاده است: عمدۀ شرکت‌های تجاری و حتی تولیدی، به اهمیت استفاده از وب‌سایت برای معرفی بهتر محصولات خود پی برده‌اند و به همین دلیل، وب‌سایت را به ابزاری برای رشد کسب‌وکارشان تبدیل کرده‌اند.

2) فروش هرچه بیشتر و بهتر
اگر یک کسب‌وکار سنتی در ماه فروردین یک سطح از فروش را سطح مطلوب فروش قلمداد می‌کند، این سطح فروش در ماه آذر معنایی کاملاً متفاوت خواهد داشت.
تجارت الکترونیک، بستری است که برای یک کسب‌وکار، هر روز معادله‌های جدیدی از فروش را ایجاد می‌نماید. معادله‌هایی که باید با تیزهوشی بررسی و حل شوند.

نتیجه
من توصیه می‌کنم در دورۀ فعلی که علوم و اطلاعات مربوط به بازاریابی و فروش بسیار گسترش یافته‌اند، تجارت الکترونیک کسب‌وکار خود را به فرد متخصص و یا گروهی مورد اعتماد واگذار نمایید و خود بیشتر نقش نظارتی داشته باشید. شرکت در دوره‌های تجارت الکترونیک و یا تاجر الکترونیک، بیش از آنکه شما را با تخصص آشنا کند، صرفاً مفاهیمی تئوریک و عمدتاً غیرکاربردی را به شما آموزش می‌دهد. متخصص شدن در حوزۀ تجارت الکترونیک وظیفۀ یک کسب‌وکار نیست. اگر یک هنرمند نقاش می‌خواهد از طریق تجارت الکترونیک فروش آثارش را بیشتر کند، بهتر است کل برنامه‌ریزی و اجرای تجارت الکترونیک خود را به فرد/گروه متخصص بسپارد؛ این بسیار بهتر از دور شدن هنرمند از تخصص و فعالیت خود است.
۰ نظر ۳ لایک :)

تفکر سیستمی در تبلیغات

ایرانی‌ها در تبلیغات بسیار سردرگم عمل می‌کنند و احساس می‌کنم یک نگاه سیستمی صحیح و اصولی به مقولۀ تبلیغات ندارند. ما از یک طرف بر حمایت از مصرف کالای ایرانی تأکید می‌کنیم و از طرف دیگر خود محصولات خارجی را تبلیغ می‌کنیم! من هنوز متوجه نمی‌شوم در سالی که بر حمایت از کالای ایرانی تأکید می‌شود، چرا باید یک مسواک خوب و باکیفیت ایرانی در محاصرۀ انواع مسواک‌های خارجی با قیمت بالا قرار بگیرد؟ و بدتر از همه اینکه مصرف‌کنندۀ ایرانی، رغبتی به خرید مسواک باکیفیت ایرانی هم نشان نمی‌دهد.
تلاش می‌کنم در آیندۀ نزدیک از تفکر سیستمی در تبلیغات بیشتر بنویسم؛ چرا که به شدت مورد نیاز جامعۀ ایرانیان است.

۱ نظر ۲ لایک :)

برای یوسف طهماسبی، مخترع اهل چهارمحال‌وبختیاری

دغدغۀ فعلی یوسف طهماسبی، مبلغی حدود پانصدمیلیون تومان است  تا هفده ایده‌ای را که در ذهن دارد، اجرایی نماید و به بازار بفرستد؛ ایده‌هایی نظیر:
- زیردریایی تفریحی
- ربات مکانیکی زیردریایی
- قایق برقی تندرو
- بیل عنکبوتی الکترونیکی

یوسف طهماسبی کیست؟
یوسف طهماسبی در یک روستای دورافتاده(دوآب صمصامی) در چهارمحال‌وبختیاری به دنیا آمد؛ در دامنه‌های زردکوه بختیاری. این روستا حدود 210کیلومتر با شهرکرد، مرکز استان فاصله دارد.
فقر این جوان، هزینه‌های درمانی مادرش، رها کردن درس، فوت مادر و... روایتی است که توصیه می‌کنم در این فایل ویدئویی ملاحظه نمایید.
ایده ساختن اتاقک فشار زیردریایی برای عملیات‌های غواصی به ذهنش می‌رسد و به قول همکارش، تاکنون چهارتا از این مخزن‌ها ساخته‌اند که دوتا در ابوظبی و قطر و دوتا در ایران استفاده شده است.
و پنجمین سفارش را هم از دوبی دریافت می‌کند که احتمال زیاد الآن که این پست منتشر می‌شود، سفارش را تحویل مشتری داده است.

یوسف طهماسبی مخترع اهل کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری

متأسفانه وقتی این جوان برای ثبت اختراع محصولش به ادارۀ مربوطه مراجعه می‌کند، از او پنجاه میلیون تومان طلب می‌کنند؛ در نتیجه با کمک کارشناسان اروپایی، این دستگاه را در قطر ثبت اختراع می‌کند. در کنار ثبت اختراع، هم هزینۀ حمل‌ونقل را به او پرداخت می‌نمایند و هم مبلغ 25000دلار به او جایزه می‌دهند. مبتکر جوان ایرانی با پول جایزه، کارگاه خود را در سوله‌ای راه‌اندازی می‌کند: "کارگاه فنی یوسف طهماسبی".

چند خط تقدیم به یوسف طهماسبی
چندین سال در شهرکرد زندگی کردم و چهارمحال‌وبختیاری را با تمام پوست، گوشت و خونم لمس کردم و مردمش را دوست دارم. دیشب که مصاحبۀ شما را دیدم، با خود فکر کردم این مطلب را منتشر کنم تا شاید گامی کوچک برای تحقق رؤیاهای شما برداشته باشم. امیدوارم اگر روزی در این دنیا نبودم، موفقیت شما به عنوان یک ایرانی مسلمان در جهان پرآوازه شود؛ و اگر هم زنده بودم، خبرهای بیشتری از موفقیت شما هم‌وطن گرامی را بخوانم و بشنوم؛ به امید آن روز.
۱ نظر ۴ لایک :)

با اقتصاد ایران در سال97 چه کار کنیم؟

هر جا می‌‌روم؛ هر سازمانی که می‌روم؛ هر دانشگاهی که می‌روم؛ هر رویدادی که می‌روم؛ با هر استارتاپی که صحبت می‌کنم، حرف از کتاب‌های خارجی، آدم‌هایی خارجی، اقتصاد خارجی، الگوی باثبات و... می‌زنند. خواهشاً برای یک بار هم که شده بیاییم واقع نگر و منطقی باشیم در این لحظه. خواندن کتابهای اقتصادی و کسب‌وکار خارجی، خواندن جملات به قولی تأثیر گذار افراد خارجی مثل بیل‌گیتس، دارن هاردی، استیو جابز، آنتونی رابینز و امثال آنها، هیچ کمکی در ایران به ما نمی‌تواند بکند. اقتصاد ایران و  فرمول موفقیت در ایران کاملاً متفاوت هست. این آدم‌های تأثیرگذار، در یک اقتصاد و کشور باثبات زندگی کرده‌اند که مقایسۀ آنها با کشور ما پر از تناقض است!
اقتصاد پررونق نیازمند کار تیمی، اخلاق و منش ایرانی و اسلامی است.
باید فکرمان را تغییر دهیم. دانش اگر به درد جامعه نخورد، این دانش کاربردی نیست و خاصیتی ندارد. علم اقتصاد نیز به همین صورت است: سال‌ها اقتصاددانان ما گفته‌اند و توصیه می‌کنند؛ چرا مسائل و مشکلات مردم در بخش اقتصاد حل نمی‌شود؟

من واقعیت اقتصاد را به زبان ساده از یک لپ‌تاپ‌فروش در بازار راحت‌تر می‌پذیرم که می‌گوید:
" اگر جنسی 200تومانی 100تومان گران شود، این دیگر پایین نمی‌آید! شاید10تومان کاهش پیدا کند و البته واقعاً ارزان شده است! اما آیا این به نظر شما ارزان شدن است؟" 

خیلی از دوستان و اطرافیانم این روزها از من می‌پرسند: اقتصاد ایران می‌خواهد چه شود؟ کدام سمت می‌رود؟ چکار بکنیم؟ این طبیعی است که به هر حال هر فردی به ارزش دارایی‌های خود توجه دارد؛ خواه یک نمایشگاه‌دار خودرو باشد و خواه یک کارگر ساده یا کاسب.
به نظرم ابتدا باید واقعیاتی را در اقتصاد ایرانی مد نظر داشته باشیم. این واقعیات با در نظر گرفتن تمامی پارامترهای مهم بر ساختار پولی و مالی کشورمان قابل تحلیل و بررسی است؛ پارامترهایی از قبیل مناقشۀ اتمی دنیا با ایران، تحریم‌های ضدّایرانی و... مسائل از این دست.

واقعیت اول
کسب‌وکارها و سازمان‌های ایرانی باید به سمت افزایش بهره‌وری حرکت کنند، چون به نسبت افزایش هزینه‌ها، افزایش قیمت محصول(خدمت یا کالا) ممکن نیست. لذا این اختلاف به ناچار باید با افزایش سطح بهره‌وری جبران شود.

واقعیت دوم
رشد قیمت‌ها در بازار بیشتر از رشد قدرت خرید مردم است. این واقعیتی اقتصادی است که فردی نمی‌تواند آن را کتمان نماید. اگر به عنوان مثال یک گوشی تلفن همراه ساده در اسفند1396 قیمتی معادل حدود 115هزار تومان داشت، امسال همان گوشی بیش از 230هزار تومان به فروش می‎رسد! پس طبیعی است که مصرف کاهش پیدا می‌کند و این یعنی کاهش فروش فعال اقتصادی.

واقعیت سوم
فروش شرکت‌ها و فعالین اقتصادی کاهش پیدا کرده، اما هزینه‌ها در ایران افزایش یافته است؛ این یعنی کاهش عایدی و کاهش سود خالص فعالان اقتصادی در کشور. این موضوع شاید الزاماً ارتباط چندانی به بهره‌وری نیز نداشته باشد، ولی در هر حال کاهش عایدی یک واقعیت امروز اقتصاد فعالان اقتصادیست.

واقعیت چهارم
مردم با توجه به کاهش درآمدشان، نوع هزینه کردن خود را متفاوت و بسیاری از کالاها را از سبد مصرف خود حذف کرده‌اند؛ اما آیا فعالین اقتصادی کاهش پیدا کرده‌اند؟ به اعتقاد من خیر:
آیا سوپرمارکت‌ها و خرده‌فروش‌ها کم شده‌اند؟
آیا مغازه‌های لوازم آرایشی بهداشتی کمتر شده است یا بیشتر؟
پس فروش محصولات لوکس و غیرضروری برای چیزی نزدیک به 80% فعالان اقتصادی، به صرفه نخواهد بود و نمی‌توانند هزینه‌های خود را با سودی که از فروش پیش‎بینی می‌کنند، تأمین نمایند.

واقعیت پنجم
وقتی قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند، رفتار مصرف‌کنندگان ایرانی در اقتصاد نیز متفاوت‌تر می‌شود و به عنوان مثال اگر یک خریدار متوجه شود پنیر یا شیر روزانه را با 500تومان کمتر هم می‌تواند بخرد، دیگر از سوپرمارکت محله(کسب‌وکار سنتی) کمتر محصول خریداری می‌کند. پس نتیجه می‌گیریم خرید ایرانیان در سطوح مختلف با مطالعۀ بیشتری همراه خواهد شد.

واقعیت دیگر اقتصاد ما، کاهش شدید فروش است.
با افزایش قیمت ارز مصرف کالا در کشور به استثنای موارد ذیل ٧٠ درصد کاهش یافته است:
۱️⃣غذا
۲️⃣دارو و درمان
۳️⃣کفش و پوشاک
۴️⃣نیازهای سوپری خانواده ها
۵️⃣تعمیر و نگهداری
۶️⃣انرژی سوبسید دار مثل بنزین، برق، گاز
۷️⃣ارتباطات:مثل حمل‌ونقل، خدمات مخابراتی، خدمات اینترنتی

در بخش‌های غیرکالایی نیز، مردم نسبت به سال قبل جز در ۵ مورد ذیل، پرداختی را ٧٠ درصد کاهش داده اند:
۱️⃣آموزش
۲️⃣اجاره
۳️⃣پرداخت‌های بیمه‌ای
۴️⃣پرداخت های مالیاتی
۵️⃣پرداخت اقساط وام های بانکی کمتر از ٣٠٠میلیون تومان

می‌توان نتیجه گرفت به ١۲مورد فوق بشود ۳ مورد دیگر را نیز اضافه کرد؛ بیزینس‌هایی که مرتبط با ١۵بیزینس نیستند(که ١٢ مورد آن در لیست بالا آمد)، با کاهش فروش به میزان ٧٠% نسبت به سال قبل مواجه‌اند. تقاضا برای ارز در بیزینس‌های غیر مرتبط با ١۵بیزینس فوق، ٧٠% کاهش یافته است. اقتصاد جز در مورد ١۵قلم کالا و خدمات، ٧٠% نسبت به سال قبل کوچک‌تر شده است. بخش بازرگانی، خدماتی و سرمایه‌ای غیرمرتبط با ١۵بیزینس باید به شدت کوچک شود: ایران این قدر مغازه و شرکت در امور غیر مرتبط با ١۵بخش احتیاج ندارد!

اقتصاد ایران در سال 97

وضعیت فعلی اقتصاد
کارشناسان به عدم تحقق وعده‌های اقتصادی دولت انتقادات فراوانی دارند و عمدۀ این انتقادات، صحیح است. اگر 38هزار سکه بهارآزادی توسط یک نفر خریداری می‌شود، این به هر حال یک واقعیت آسیب‌زا به اقتصاد ما بوده است: همه می‌دانیم چنین مسائلی اقتصاد کشور را در معرض خطرات جدی قرار می‌دهد؛ اما چه باید بکنیم؟

به عنوان مثال، یکی از موارد عدم تحقق قول‌های اقتصادی دولت این بود که برخلاف هدف‌گذاری سال97 که قرار بود یک میلیون شغل ایجاد شود، 50هزار مورد ریزش شغل هم داشته‌ایم.

پیشنهاداتی می‌توان در وضعیت فعلی ارائه داد که به عنوان مثال دو مورد از مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1. مالیات و شیوۀ گرفتن آن از مردم به صورت بنیادین اصلاح شود.
اگر به عنوان مثال در یک استان فقیر مانند لرستان چشم‌انداز مالیاتی(بدون در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی این استان) 100% رشد تعیین می‌شود و در عمل 101% اتفاق می‌افتد، این به صلاح اقتصاد کشور و رضایتمندی مردم در حوزۀ اقتصادی نیست.

2. آموزش درست
اگر مردم پول‌هایشان را به سمت بازارهایی مانند خودرو، ارز و طلا می‌برند، برای این کار خود دلیل دارند؛ و بهتر بگوییم می‌ترسند که ارزش پولشان از این هم کمتر شود: خب دولتمردان اقتصادی ما چه آموزشی به مردم داده‌اند که انتظار دارند مردم به هول نیفتند و به سمت دلار و سکه هجوم نبرند؟

با این حال به اعتقاد من، بهبود وضعیت اقتصادی و حرکت مردم در این وضعیت به این پیشنهادات بستگی ندارد. ما در حوزۀ آرامش اقتصادی، چالش‌های جدی را داریم که بخش عمدۀ آن به مسائل مدیریتی و ساختارهای اقتصادی ما برمی‌گردد. زمانی که هنوز عمدۀ درآمد کشور از فروش نفت تأمین می‌شود، باید بپذیریم این یک نقطه ضعف بزرگ است و دشمن هم به خوبی آن را می‌شناسد.

نظریه‌پردازی‎های اقتصادی بی‌خاصیت
اقتصاد دانان به دو دسته به تقسیم می‌شوند:
1. اساتید دانشگاه و محققانی که به صورت گمنام فعالیت می‌کنند.
این عزیزان نه دارای سایتی هستند و نه صفحه‌ای در فضای وب که بتوانند نظریات و توصیه‌هایشان را به شکل کلان منتشر کنند. در نتیجه عمدۀ این نگاه‌های تخصصی اقتصادی در همان فضای دانشگاه و محیط علمی محض اقتصاد محصور می‌ماند و در نهایت می‌میرد.

2. دانش‌آموختگان اقتصاد که روابط عمومی بالایی را به کار می‌گیرند.
داشتن وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، شرکت در همایش‌ها و گردهمایی‌ها و...همه و همه ابزارهای روابط عمومی بالای این دسته از اقتصاددانان هستند.

ضمن احترام برای هر دو دسته باید بگویم که نظریه‌های اقتصادی و دیدگاه‌های علمی در این حوزه، اگر عملیاتی نشود، به هیچ دردی نمی‌خورد جز ارائه در مقاله و کنفرانس‌ها.
یکی از بزرگترین مشکلات اقتصاد ما، همین نظریه‌ها و مقالات کم‌اثر و بعضاً بی‌اثر است.

به عنوان مثال چندی پیش که نظرات خانم دکتر مارال اسکندری را در خصوص مهندسی مالی پسابرجام مطالعه می‌کردم، این انتقاد را به نظریات ایشان داشتم و دارم که: این واقعیات اقتصادی را ما هم می‌دانیم؛ راه حل شما چیست؟

راه حل
هر چه تا امروز دربارۀ مشکلات اقتصادی و راه‌حل‌های ارائه شده را خوانده و شنیده‌ایم، در نظر بگیرید. ما اگر می‌خواهیم در بخش اقتصاد رفتار خوبی داشته باشیم، باید روندها را به درستی نگاه کنیم و تحلیل نماییم.
یک مدیر اقتصادی دولت دغدغۀ کنترل بازار را دارد و یک شهروند عادی، نگران حفظ و بهبود اوضاع اقتصادی و معیشتش را. تفاوتی نمی‌کند؛ مسأله یک گزاره است: ما با اقتصاد ایران در سال97 باید چکار کنیم؟

پاسخ من به این پرسش بسیار ساده است:
باید اقتصاد و مدیریت سیستم را سیستمی نگاه کنیم.
اما چگونه می‌توان به اقتصاد به صورتی سیستمی نگریست؟
إن‌شاءالله تلاش می‌کنم در یادداشت‌های بعدی اقتصادی، این پاسخ را به صورت عملیاتی و دلسوزانه برای مدیران، مسئولان و کارشناسان بیشتر تشریح نمایم.
۰ نظر ۱ لایک :)
درباره من
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگرکسی حتی یک برگه علمی از او در دنیا باقی بماند، در روز قیامت همان برگه حایل او در مقابل آتش جهنم خواهد بود.
اینجا مکانی است برای به اشتراک گذاشتن آنچه که در حوزه تخصصی مدیریت یاد می‌گیرم و به دیگران آموزش می‌دهم.
در صورت داشتن سؤال و یا نیاز به کمک، با من تماس بگیرید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان