سجاد رحیمی مدیسه

نویسندگی|تولید محتوا|کپی‌رایتینگ

راه رفتن همیشه خوب است.
همیشه خوب بوده است. 
همیشه به درد می خورد. 
وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می شود. 
وقتی که ثروتمندی و چربی های های بدنت با راه رفتن آب می شود. 
اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.
اگر هم بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی. 
برای احساس کردن در شلوغی خیابان ها باید راه بروی 
و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی.
وقتی جوانی. وقتی پیری. 
وقتی هنوز بچه ای. هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه. 
برای توقف بعدی باید راه رفت. 

بخشی از کتاب پرنده من
نوشتۀ فریبا وفی

کتاب خوب

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی