سجاد رحیمی مدیسه

نویسندگی|تولید محتوا|کپی‌رایتینگ

1. پشت تریبون نایستید.
تریبون مانعی غیرضروری را بین شما و مخاطبتان قرار می‌دهد. با مخاطب صحبت کنید، نه برای خودتان.

2. لباس‌های مخصوص سخنرانی داشته باشید.
برای آنکه مردم شما را به‌خاطر بسپارند، باید از هر چیزی که در اختیار دارید استفاده کنید. لباس چیز مهمی است. در کمد لباس‌هایتان چیزی را پیدا کنید که مردم به ذهن می‌سپارند. ماری اسمیت همیشه از رنگ آبی فیروزه‌ای استفاده می‌کند. مردم همیشه ماری را به‌خاطر می‌سپارند و یکی از دلایلش هم رنگ آبی فیروزه‌ای است.

3. اشکالی ندارد که روی صحنه قدم بزنید.
شما انسان هستید و پا دارید. از پاهایتان استفاده کنید. چند نقطه از صحنه را که می‌توانید بین آن‌ها در رفت‌وآمد باشید پیدا کنید. پنج ثانیه در یک نقطه بایستید و سپس به نقطه بعدی بروید. هر بار که به سراغ موضوع جدیدی می‌روید، حرکت کنید.

4. با استفاده از هشتگ رویداد موردنظر، سخنرانی‌تان را پیش از شروع ترویج دهید.
روز قبل و صبح روز سخنرانی‌تان، حتما باید با استفاده از هشتگ رویداد موردنظر، کاری کنید که مردم بدانند قرار است سخنرانی کنید، درباره چه چیزی قرار است سخنرانی کنید و رویداد چه زمانی برگزار می‌شود. با این روش، افراد زیادی را به سخنرانی‌ام کشانده‌ام که درست نمی‌دانسته‌اند در کدام یک از جلسات سخنرانی باید شرکت کنند.

5. در هیچ اسلایدی بیشتر از ۲۰ کلمه ننویسید.
اگر افراد مجبور باشند اسلایدتان را بخوانند، حواسشان از شما پرت می‌شود. از تیتر و متن برای اشاره به داستانتان استفاده کنید و از تصویر برای تحکیم نکته موردنظرتان. هدف من این است که روزی توصیه ست گادین را به کار ببندم و همه اسلایدهایم را، به‌جای کلمات، صرفا با تصاویر پر کنم.

6. اگر از کلمات استفاده می‌کنید، دست‌کم از اندازه قلم ۳۰ یا بزرگ‌تر استفاده کنید.
اگر در اسلایدتان متن دارید، مطمئن شوید که در عمل قابل خواندن است. اندازه قلم ۳۰ کوچک‌ترین اندازه‌ای است که به کار می‌برم.

7. فضا را عوض کنید.
مخاطبانتان فقط می‌توانند هشت دقیقه به شما توجه کنند هر چند دقیقه یکبار، جریان سخنرانی‌تان را با مکث کردن و گفتن داستانی که به نحوی به موضوع مربوط می‌شود متوقف کنید. افراد داستان‌ها را بیشتر از چیزهای دیگر به ذهن می‌سپارند.

مشتریان محتوای مربوط به فروش را صرفا در لحظات بسیار خاصی از فرایند فروش لازم دارند. اگر درباره محتوایی که دارید صادق باشید، سازمانتان محتوای زیادی در ارتباط با ویژگی‌ها و مزایا خواهد داشت. آنچه لازم دارید داستان‌هایی است که مشتریانتان را درگیر کند و آن‌ها را به اقدام سوق دهد.

کسب‌وکارهایی که مدام در حال رشد هستند یک مشخصه مشترک بسیار مهم دارند .این کسب‌وکارها هر ماه کارها و آزمایشات جدیدی را انجام می‌دهند، نتایج آن را ثبت می‌کنند، نتایجی که موفقیت‌آمیز است تکرار می‌شود و گسترش پیدا می‌کند.

بالاخره باید بدونیم توی حوزه کاری ما چه عواملی تاثیرگذار هستند و باید بهشون توجه کرد. به عنوان مثال:

شهرت الزاما برند بودن نیست. این باور اشتباهی است. یا مثلا قیمت زیاد محصول و خدمت شما دلیل بر برند لاکچری بودن شما نیست. برندها نسبت به محصولات مشابه خود ویژگیهای متفاوت و مشخصی دارند مثل: